۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

باز گل بدخشی

از کریم پوپل
بازگل بدخشی







باز گل بدخشی : نام او آدینه لقب وی باز گل بدخشی میباشد.درسال ۱۹۰۲ میلادی در قریه مربوطات ولسوای کشم بدخشان بدنیا آمد.او هنر مندخوش آواز ومحبوب محلی خوان رادیو تلویزیون ملی افغانستان بود. باز گل در ایام کودکی شغل شعبان را داشت درمیان دره های سبز بدخشان شوق وعلاقه به آواز خوانی پیدا نمود .طبق اظهارات او در یک مصاحبه رادیوی درایامیکه او جوان بود شاه محمود خان نخست وزیر وقت با سایر اراکین دولتی سفر در بدخشان داشت والی وقت محفلی برای نخست وزیر گرفت که در آن باز گل هنر نمائی نمود.شاه محمود خان از هنر نمائی این هنر مند تمجید نموده نام اورا باز گل گذاشت.به همین سلسله  باز گل درسال ۱۳۳۶هجری دوره مکلفیت سربازی خودرا در ارگ شاهی سپری نمود به خواندن های محلی و فلکلوریک خود دوستان و بزرگان را سرگرم وخوش نگه میداشت.او درمیان قطعه گارد به بنام آواز خوان بدخشی مشهور بود.باز گل درهمین مواقع به همکاری استاد یقوب  قاسمی مدیر رادیو کابل واستاد خیال به رادیو افغانستان راه یافت .او اولین آهنگ خودرا در رادیو افغانستان ثبت وشام همانروز در سراسر کشور آواز اورا شنیدند.همینکه مردم بدخشان آواز او نام اورا شنیدند در سراسر بدخشان نام اورا مردم به زبان می آورندکه فرزندی بدخشی در رادیو کابل خواندن نموده است.برای فرهنگیان پر اهمیت اینست که او کمپوز ها ، اشعار ، رباعی وآهنگهای مردم بدخشان را دست ناخورده ومخلوط ناشده در دسترس تاریخ وهنر موسیقی افغانستان قرار داد. باز گل خود سوادنداشت اشعار میسرود کمپوز میساخت غیچک مینواخت آواز میخواند .مهمترین مهارت که او داشت اشعار داستانی را درقالب موسیقی می سرائید.خواندن عرب بچه و مغول دختر اوتا هنوز درگوش مردم طنین مینوازد.باز گل علاوه بر ترانه های شاد و آهنگ های عاشقانه، سروده هایی که به نام "فلک" یاد می شوند و نمایانگر قدیمی ترین نوع موسیقی توام با رباعیات عارفانه را نیز بسیار زیبا می میسرود.او اولین معرفی کننده موسیقی فلک درافغانستان است که نسل های بعد درموردتحقیق خواهند نمودند.توانایی دیگر باز گل بدخشی که به شهرت نیکوی او افزود، ارائه آهنگ ها به شکل تمثیلی و چند آوازیی بود.در افغانستان باز گل بدخشی را موسس سبک مخصوصی به نام "ساز قطغن زمین" یا آهنگهای بدخشی می دانند. هنرمندان محلی بدخشان مانند اکبرفیض آبادی و یاسین فیض آبادی سالیان زیاد باز گل را در خم و پیچ های سفرهای هنری همراهی مینمودند.از هنرمندانی که عمدتاً به خاطر نزدیکی ذوق با باز گل بدخشی همنشینی داشتند، میتوان از خانجان بارکی و فیض محمد منگل زیر بغلی نواز نام برد.کمپوز تمامی آهنگهای که باز گل سروده است از خودش است. او معرفی کننده موسیقی کهن روستائی بدخشان نیز می باشد . او یازده بار عروسی نموده دارای چهار پسر وچندین دخترونواسه و کواسه دارد که تعداد اعضای فامیل او به 46 نفر میرسد.او الی 104 سالگی چای و تابلیت نخورده بود.سر انجام تقدیر کار خودرا نموده او به روز نهم حمل/فروردین برابر با ۲۹ مارچ ۲۰۰۹ به سن ۱۰۷ سالگی در اثر بیماری طولانی، در قریه چنارگنجشکان در ولایت بدخشان جان سپرد.
«قالوا انا لله و انا الیه راجعون»


تبصره: دولتها وفرنگیان افغان  کوشش نمودند تا هویت های موسیقی خویشرا حفظ وانکشاف دهند.بدین منظور رادیو افغانستان کوشش مینمود تا آهنگهای محلی وفلکوریک افغانی را جمع اوری  نمایند تا با موسیقی غالب هندی مخلوط ناشده خود انکشاف نمایند.موسیقی های اصیل افغانی عبارتند از لهوگری ، هراتی ، بدخشی ، مزاری، نورستانی ، غرنی پکتیا ، داستان مردم جلال آبادولغمان ،پنجشیری، هزارگی ، ترکمنی و سبک نیمه مخلوط هماهنگی یا خراباتی میباشد که هرکدام با ساز واواز مخصوص سروده میشود.
آهنگهای مشهور بازگل بدخشی
ای شوخ سرزلف ترا تاب کی داده       --        چشم عسل مست ترا خواب کی داده
آمدی ای یار وفادارم ای                    -           دسته گل، شوخ ستمگارم ای
 ۱.[۱]( کلک کنید  ctril+)                                        
 2.[۲](کلک کنیدctril+)
مصاحبه باز گل بدخشی با رادیو افغانستان به هر خط آبی( کلک کنیدctril+)
1.[۳]*2.[۴]*3.[۵]
۲ منابع
1..باز گل بدخشــی آواز خوان افغان در گذشت اخبار بی بی سی فارسی
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/04/090401_dn_bazgul_badakhshi_.shtml
2.زندگی نامه بازگل بدخشی نوشته وحید قاسمی هنرمند سابقه دار افغانستان
http://www.farda.org/articles/09_updates/090400/poem_w_qasimi.htm
3.زندگی نامه بارگل بدخشی توسط دکتر لعل زاد در ساید خاوران
http://archive.khawaran.com/Lalzad_BazGulBadakhshi.htm
4. فیس بوک  صفحه باز گل

باز گل بدخشی

از کریم پوپل
بازگل بدخشی







باز گل بدخشی : نام او آدینه لقب وی باز گل بدخشی میباشد.درسال ۱۹۰۲ میلادی در قریه مربوطات ولسوای کشم بدخشان بدنیا آمد.او هنر مندخوش آواز ومحبوب محلی خوان رادیو تلویزیون ملی افغانستان بود. باز گل در ایام کودکی شغل شعبان را داشت درمیان دره های سبز بدخشان شوق وعلاقه به آواز خوانی پیدا نمود .طبق اظهارات او در یک مصاحبه رادیوی درایامیکه او جوان بود شاه محمود خان نخست وزیر وقت با سایر اراکین دولتی سفر در بدخشان داشت والی وقت محفلی برای نخست وزیر گرفت که در آن باز گل هنر نمائی نمود.شاه محمود خان از هنر نمائی این هنر مند تمجید نموده نام اورا باز گل گذاشت.به همین سلسله  باز گل درسال ۱۳۳۶هجری دوره مکلفیت سربازی خودرا در ارگ شاهی سپری نمود به خواندن های محلی و فلکلوریک خود دوستان و بزرگان را سرگرم وخوش نگه میداشت.او درمیان قطعه گارد به بنام آواز خوان بدخشی مشهور بود.باز گل درهمین مواقع به همکاری استاد یقوب  قاسمی مدیر رادیو کابل واستاد خیال به رادیو افغانستان راه یافت .او اولین آهنگ خودرا در رادیو افغانستان ثبت وشام همانروز در سراسر کشور آواز اورا شنیدند.همینکه مردم بدخشان آواز او نام اورا شنیدند در سراسر بدخشان نام اورا مردم به زبان می آورندکه فرزندی بدخشی در رادیو کابل خواندن نموده است.برای فرهنگیان پر اهمیت اینست که او کمپوز ها ، اشعار ، رباعی وآهنگهای مردم بدخشان را دست ناخورده ومخلوط ناشده در دسترس تاریخ وهنر موسیقی افغانستان قرار داد. باز گل خود سوادنداشت اشعار میسرود کمپوز میساخت غیچک مینواخت آواز میخواند .مهمترین مهارت که او داشت اشعار داستانی را درقالب موسیقی می سرائید.خواندن عرب بچه و مغول دختر اوتا هنوز درگوش مردم طنین مینوازد.باز گل علاوه بر ترانه های شاد و آهنگ های عاشقانه، سروده هایی که به نام "فلک" یاد می شوند و نمایانگر قدیمی ترین نوع موسیقی توام با رباعیات عارفانه را نیز بسیار زیبا می میسرود.او اولین معرفی کننده موسیقی فلک درافغانستان است که نسل های بعد درموردتحقیق خواهند نمودند.توانایی دیگر باز گل بدخشی که به شهرت نیکوی او افزود، ارائه آهنگ ها به شکل تمثیلی و چند آوازیی بود.در افغانستان باز گل بدخشی را موسس سبک مخصوصی به نام "ساز قطغن زمین" یا آهنگهای بدخشی می دانند. هنرمندان محلی بدخشان مانند اکبرفیض آبادی و یاسین فیض آبادی سالیان زیاد باز گل را در خم و پیچ های سفرهای هنری همراهی مینمودند.از هنرمندانی که عمدتاً به خاطر نزدیکی ذوق با باز گل بدخشی همنشینی داشتند، میتوان از خانجان بارکی و فیض محمد منگل زیر بغلی نواز نام برد.کمپوز تمامی آهنگهای که باز گل سروده است از خودش است. او معرفی کننده موسیقی کهن روستائی بدخشان نیز می باشد . او یازده بار عروسی نموده دارای چهار پسر وچندین دخترونواسه و کواسه دارد که تعداد اعضای فامیل او به 46 نفر میرسد.او الی 104 سالگی چای و تابلیت نخورده بود.سر انجام تقدیر کار خودرا نموده او به روز نهم حمل/فروردین برابر با ۲۹ مارچ ۲۰۰۹ به سن ۱۰۷ سالگی در اثر بیماری طولانی، در قریه چنارگنجشکان در ولایت بدخشان جان سپرد.
«قالوا انا لله و انا الیه راجعون»


تبصره: دولتها وفرنگیان افغان  کوشش نمودند تا هویت های موسیقی خویشرا حفظ وانکشاف دهند.بدین منظور رادیو افغانستان کوشش مینمود تا آهنگهای محلی وفلکوریک افغانی را جمع اوری  نمایند تا با موسیقی غالب هندی مخلوط ناشده خود انکشاف نمایند.موسیقی های اصیل افغانی عبارتند از لهوگری ، هراتی ، بدخشی ، مزاری، نورستانی ، غرنی پکتیا ، داستان مردم جلال آبادولغمان ،پنجشیری، هزارگی ، ترکمنی و سبک نیمه مخلوط هماهنگی یا خراباتی میباشد که هرکدام با ساز واواز مخصوص سروده میشود.
آهنگهای مشهور بازگل بدخشی
ای شوخ سرزلف ترا تاب کی داده       --        چشم عسل مست ترا خواب کی داده
آمدی ای یار وفادارم ای                    -           دسته گل، شوخ ستمگارم ای
 ۱.[۱]( کلک کنید  ctril+)                                        
 2.[۲](کلک کنیدctril+)
مصاحبه باز گل بدخشی با رادیو افغانستان به هر خط آبی( کلک کنیدctril+)
1.[۳]*2.[۴]*3.[۵]
۲ منابع
1..باز گل بدخشــی آواز خوان افغان در گذشت اخبار بی بی سی فارسی
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/04/090401_dn_bazgul_badakhshi_.shtml
2.زندگی نامه بازگل بدخشی نوشته وحید قاسمی هنرمند سابقه دار افغانستان
http://www.farda.org/articles/09_updates/090400/poem_w_qasimi.htm
3.زندگی نامه بارگل بدخشی توسط دکتر لعل زاد در ساید خاوران
http://archive.khawaran.com/Lalzad_BazGulBadakhshi.htm
4. فیس بوک  صفحه باز گل

۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

سردار محمد هاشم خان

از کریم پوپل
نوسینده ویکی پیدیا



سردار محمد هاشم خان
سردار هاشم خان.jpg
فوتوی جوانی سردار محمد هاشم خان
شناسنامه
نام کامل محمد هاشم
معروف به سردار محمد هاشم خان
زادروز ۱۸۸۶ خورشیدی
زادگاه دیره دون، هند
تاریخ مرگ ۲۶٫۱۰٫۱۹۵۳
محل مرگ در کابل، افغانستان
فرزندان ندارد
دین اسلام
اطلاعات سیاسی
سمت صدر اعظمی افغانستان ۱۹۱۳-۱۹۲۷
پست‌های قبلی سفیر در اتحاد جماهیر شوروی
فعالیت‌ها سیاسی
قبل از شاه محمود خان
بعد از اولین صدراعظم در تاریخ افغانستان
سردار محمد هاشم حان:اولین نخست وزیر [صدراعظم] افغانستان در زمان حکومت محمد ظاهرشاه بود.او عمو محمدظاهرشاه بود. او از سال ۱۳۱۲-۱۳۲۷هجری شمسی به مدت۱۷ سال درکرسی نخست وزیری ایفای وظیفه نمود. پس از قتل نادرشاه ظاهر شاه پسر ۱۷ ساله او بر اریکه قدرت نشست.در آنزمان ظاهرشاه به دلیل کمی سن وعدم تجربه کافی درامور کشورودولت، نمی توانست از عهده زمامداری برآید. لذا کاکا هایش هاشم خان شاه ولی خان شاه محمود خان او را در اداره کشور کمک ویاری می نمودند. هاشم خان شخصی با انظباط ومستبد بود او دردوجهت زیاد میکوشید حفظ سلطنت و حاکمیت دولت با لای مردم.از دموکراسی جنبش های روشنفکری وآزادی بیان سخت می ترسید وهرگز اجازه نشر مطبوعات آزاد را الی اخیر وظیقه اش نداد . او در آغاز توجه خود را به عرصه های روابط بین الملل، حفظ امنیت و نهاد اداری کشور معطوف داشت. جراید که در زمان زمام داری وی بنشر میرسید اصلاح وانیس بود که دولتی بود دردوولایت هرات گاه گاهی روزنامه بنام اتفاق اسلام ودر مزارشریف بنام بیدار بنشر میرسید که صرف دولتی بود. از استبداد و به زندان انداختن او نه تنها مردم بلکه در خانواده سلطنتی ختلافات بوجود امد .او در دوران حکومت خویش نمیخواست هیچ اثری از جنبشهای روشنفکری دیده شود .او درنخستین روزهای حکومت خویش دربرچیدن افراد روشن ضمیر دوره امانیه آغاز نمود.ژورنالستان مانند محی الدین انیس، مدیر مسئول وصاحب امتیاز روزنامه انیس نخستین جریده آزاد ومستقل افغانستان، عبدالحی داوی، مدیر مسئول روزنامه امان افغان ویکی ازپیشتازان جنبش مشروطیت، عبدالرحمن لودین یکی دیگر از ژورنالستان کشور که از پیشتازان مشروطیت ویکی ازهمکاران روزنامه سراج الاخبار بود دستگیر وروانه زندان شدند.

۱ زندگی نامه

امیر محمد یعقوب خان در جنگ دوم افغان و انگلیس ، جبهه جنگ را مانند دوست‌محمد خان رها و معاهده ننگین گندمک را امضأ نمود که نیم از پاکستان امروزی متعلق به دولت انگلیس گردید. دولت انگلیس این شـاهِ تسلیـم شده را در ماه دسامبر سال ۱۸۷۹ میـلادی به هنــدوستان تبعید نمود و متعاقباً سـردار یحیـی خان ( پسر ســردار سلطان محمد خان طلایی ) خسر امیر محمد یعقوب خان را از کابل به دیره دونِ هند فرستاد .خانواده سردار یحیی خان مدت بیست و سه سال در دیره دون اقامت داشتند و به دلیل عدم بضاعــت مالی جهت تجارت و فقـدان تخصص جهت اشتغـال بکار ، با پولی که دولت انگلیس به عنوان جیره به آنان می پرداخت ، زندگی میکردند . یحیی خان دو پسر داشت به نام های سردار محمد یوسف خان و سردار محمد آصف خان. سردار محمد یوسف خان با سه زن ازدواج نمود.زن اولش یک دختر(محبوب سلطان، یک تن از خانم های امیر حبیب الله خان) و سه پسر به دنیا آورد. محمد نادرخان، شاه محمود و شاولی.از جمله نادر خان در(۲۱ حمل ۱۳۶۲هـ.ش.) سال ۱۸۸۳ میلادی درشهر دیره دونِ هند به دنیا آمد . محمد نادرخان با برادرانش محمد عزیزخان ، محمد هاشم خان ، شاه ولی خان ، شاه محمود خان ، محمـد علی خان ، همچنین عموزادگانش درهندوستان به تحصیلات خصوصی پرداخته تا احدودی زبانِ اردو و انگلیسی را فرا گرفتند . اینان از کودکی با فرهنگ هنـد و انگلیس آشنائی پیدانمودند .این فرهنگ دروجود شان تاثیرات خودرا بجا گذاشته بود. سر انجام این خانواده در سال ۱۹۰۱ میلادی با اجازه امیر عبدالرحمن خان از تبعیدگاهِ دیـره دونِ هنـد به کابل برگشتند و نادرخان هـجده سال بیشتر نداشت.او وخانواده او مورد احترام امیر قرار گرفت. درهفته های آغازین برگشت که در باغ علیمردان به سر می بردند، چند بار نزد امیر باریاب شدند. طی همین دیدارها بود که دو پسر و نواسه بزرگ یحیی خان در دل امیر جای ویژه یافتند. این خانواده پس از چندی به "خانواده مصاحبان" و یا مصاحبان خاص نیز شهرت یافتند. در چنین دید وباز دید پسران سرداریحیی ، سردار محمد آصف خان و سردار محمد یوسف خان وقتا ً فوقتا ً نزد حبیب الله خان میرفتن بدین ترتیب علایق با خانواده امیر پیدا نمودند.پس از مرگ امیر عبدالرحمن خان، امیرحبیب الله پادشاه گردید. رفتن سردارمحمد یوسف و سردار محمد آصف، نزد سردار حبیب الله خان باعث آن شد که امیر با دختر سردار یوسف ازدواج نماید. ازدواج امیر حبیب الله خان با محبوب السلطان، خواهر محمد نادر خان که" تحصیل یافته، خوش صحبت و خوش مشرب" هم بود، زمینه های بیشتر نفوذ خانواده سردار یحیی خان و از جمله محمد نادر خان را در دربار فراهم نمود. نادر خان در سال ۱۲۸۲. ش. اول کرنیل اردلیان حضور شد. با امیر به هند سفر نمود. قوماندان گارد شد و به رتبه جنرالی رسید. در شورش منگل ۱۲۹۰ در حالی که ۲۵ سال داشت، موفق شد شورشیان را از راه مذاکره و مفاهمه به تسلیمی وا دارد. پس از آن نائب سالار شد. لقب سردار اعلی را به دست آورد و مکتبی برای ملک زادگان سمت جنوبی تاسیس نمود که پسران اعیان و اشراف جنوبی در آن شامل گردیدند. پس از قتل امیر حبیب الله خان(۱۹۱۹)، محمد نادر خان و برادرانش مدت کوتاهی زندانی شدند. در شب قتل امیر، محمد نادر خان نیز در کنار خیمه او بود. به روایت میرغلام محمد غبار پیش از قتل امیر، طی دیداری توافق میان امان الله خان و نادر خان حاصل شده بود. زیرا روزی امیر حبیب الله خان بر نادر خان قهر شده و امر کرده بود که ریسمان یک پیسه گی خریده در پاهایش انداخته مثل سگ او را کش کنید.همین علت بود که در دل کینه جسته درقتل آن اقدام نمود.در مراحل اول حکومت امان اله خان این خانواده خدمات را انجام دادند که واقعاً قابل تحسین بود.سردار محمد هاشم خان از طرف کسانی که از حقیقت قتل امیر، توافق امان الله خان و محمد نادر خان آگاهی نداشتند، به گونه اهانت آمیز از هرات به کابل فرستاده شده بود. و آنها را بر یابوی پالانی (اسپ بارکش) سوار کردند و از طریق غور و هزاره جات به سوی کابل حرکت دادند. پس از مدت از حبس رها گردیدند واز قضایا واقف شدند.پس از استقلال افغانستان، محمد نادر خان و برادارنش، حایز مقامهای بلند گردیدند. نادر خان به حیث وزیر حربیه و برادرش سردار محمد هاشم، سفیر در روسیه بود. شاه محمود و شاه ولی با دو خواهر شاه نیز ازدواج کردند. اما امان الله خان مانع ازدواج خواهرش با سردارمحمد هاشم خان شد. ازین رو هاشم خان تا زنده بود کینه او را بر دل داشت. اصلاحات سریع شاه امان اله باعث کینه توزی انگلیسها گردید آنها مانند امروز مردم را علیه امان اله برخیستاندن.خانواده آل یحیی نیز از امان اله خان نیر آرام آرام دور شدند هاشم خان خان این مرد تشنه قدرت با امان اله درخفا دشمنی ورزیده و روابط خودرابا انگلیسها نزدیک تر ساخته ودرخنثی نمودن بسیاری عملیات علیه انگلیس ها شرکت ورزیدند .هاشم خان ونادر خان درمراحل اخری پادشاهی امان اله خان خود فتنه را درجنوبی برا انداختن وراز های محرمانه غلط بدسترس امان اله خان می گذاشتن .شاه امان اله در اواخر از قضیه باخبر شده این خانواده را به خارج از افغانستان فرستاد.محمد نادرشاه در اوائل برج قوس ۱۳۰۲ از عهده وزارت حربیه مستعفی گردیدند. در ۳۰ نومبر ۱۹۲۶ ع. استعفای قطعی خویش را (از سفارت افغانستان در فرانسه) اظهار داشته به معالجه پرداختند. درین جریان جنگهای داخلی شروع شده شاه امان اله وطن را ترک کرد.نادر خان از فرانسه به پشاور وبعداً توسط مردم پکتیا به همکاری برادران خودبه کابل حمله نمودو حبیب‌الله کلکانی را ازبین برد.سپس ۴ سال پادشاهی نمودوتوسط یکنفر شاگرد مدرسه بنام خالد هزاره بقتل رسید.ظاهرشاه که هنوز خیلی جوان بود ضرورت ان بود تا در امورات دولت کاکاهایش کمک کند همین بود که هاشم خان تقریباً قدرت اول کشور را در دست داشت.وسپس ۱۷ سال وظیفه نخست وزیری را پیش برد.پس از جنگ دوم جهانی اعلامیه منشور سازمان ملل در مورد حقوق بشر به کشورها عضو اعلان گردید. چون ظاهر خان یک پادشاه مترقی بود.وهم دروجود خود نیروی اداره کشور را یافته بودبناعاً هاشم خانرا از عهده نخست وزیری برطرف نموده عوض آن شامحمود خان را به صفت نخست وزیر انتخاب نمود.شاه محمود خان شخص نرم مجاز و مترقی بود که در آزادی مطبوعات کوششهای نمود.هاشم خان خود فرزند نداشت پس از برطرفی خویش دو برادر زاده خود راهرریک محمد داود خان و نعیم خان غرض بقا سلطنت تربیه نمود.این دو پسران سردار محمد عزیز خان کاکا ظاهر خان بودند.داودخان در۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ پس از کودتا نظامی قدرت را از ظاهر خان گرفت.بلاخره سردار هاشم خان در۲۶/۱۰/۱۹۵۳ وفات یافته درشهر کابل دفن گردید

۲ منبع

  • افغانستان در مسیر تاریخ نوشته میر محمد غبار جلد دوم صفحات ۳۲-۲۳ انتشارات قم تهران
  • توطئه هاى انگليس براى برانداختن سلطنت غازى امان الله خان نوشته داکتر عبذالرحمن زمانی در وبگاه بورا
[[۱]]
  • صدارت محمد هاشم خان در تاریخ افغانستان!نوشته خالد در وبگاهکابل پرس
[[۲]]
  • توطئه هاى انگليس براى برانداختن سلطنت غازى امان الله خان و ريشه هاى مخالفت سردار هاشم خان با ميرزمان خان کنرى نوشته داکترعبدالرحمن زمانى در وبگاه [[۳]]

۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه

نامهء سرگشاده به سازمان ملل متحد و سایر سازمانها و کشورهای صلحدوست جهان!!!


کریم پوپل                                                                                                                     نویسندهء ویکی پیدیا                        

نامهء سرگشاده به سازمان ملل متحد و سایر سازمانها و کشورهای صلحدوست جهان!!!
از آنجائیکه برای جهانیان واضح گردید؛ جنگ 33 ساله در افغانستان توسط خود افغانها سازماندهی نشده، بل کارتل های اقتصادی برای حصول منافع نامشروع و اهداف شوم شان این جنگ تباه کن را راه انداخته  و تا هنوز مدیریت میکنند.ایشان  ازین ملت بیچاره  وکم سواد استفاده و بهره برداری نا جایز سیاسی – اقتصادی و نظامی مینمایند. خونی ترین کشوری که تهدابش بر وحشت و دهشت گذاشته شده است، و همه روزه در قتل افغانها دست دارد؛ پاکستان میباشد.
 این پاکستان است که درسال1354 ( زمان حاکمیت داود خان) جنگ را در پنجشیر براه انداخت.
این پاکستان است که جنگ 33 ساله  را در کشور ما شعله ور ساخته است.
 این پاکستان است که بعد از از بدو تولدش، مردم کشمیر را در خاک وخون کشانیده، امنیت هند کهن( کشور بزرگ دموکراسی) را مختل ساخته است.
این پاکستان است که برای القاعده وطالبان و سایر تند روان بنیاد گرا در خاک خود بهشت برین ساخته و بخاطر اهداف غیر نامشروع ازایشان پاسداری و حمایت میکند.
این پاکستان است که سیر ِ طالبان دهشت افگن و هراست افگن را تا کشور های آسیای میانه توسعه داده است.  هر گام این جنگها  صدها وهزارن پدر را بی اولاد، هزاران طفل را بی پدر و هزاران زن را بی شوهر ساخته و این بی  گناهان  نا امید و بیخبر از همه چیز را زمینگیر میسازد.
 این جنگ اعلان ناشده صدها موسسات عام المنفعه این وطن را به آتش کشیده است، موسسات تعلیمی را میسوزانند تا این ملت همینطور کورو بیسواد باقی بماند. همین اکنون " آی. اس. آی."  پاکستان اطفال پاینتر از سن 15 را پرورش انتحاری داده به کشور ما غرض انتحار نمودن روانه میدارد.
همه جنایات بشری،بر ضد کنواسیونها و میثاقهای پذیرفته شده در سازمان ملل متحد ( فروش اطفال و  زنان، تبدیل اعضای بدن انسان ،قاچاق انسان، مدرسه ها وتعلیمات دهشت افگنی، کاپی کاری غیر قانونی اسناد،  فیلمها ویدوها ادویه جات و  صنایع  مشهوربوده امتیاز قانونی صدها کمپنی خارجی را  غیر قانونی از خود ساخته است. ) همه و همه در پاکستان مرعی الاجرا است.
  باالاثر این جنگ های تحمیلی؛ غربت مرگ ومیردرین کشور تابه سرحد 60فیصد  بالا رفته است و حیات  چندین نسل آینده ما نیز زیر سوال خواهد درآمد.یکی از دلایل واضح اینست که پاکستان پناگاه خطر ناکترین قاتلین و جنایت کاران فراری سایر کشور ها میباشد. از انها صرف بیشتر در جنگ افغانستان و بعدا" کشمیر و سایر نقاط مطمح نظر پاکستان صورت میپذیرد. آیا در جهان نیرویی وجود ندارد که جلو این همه جنایات  تبهکارانهء ضد بشری را سد شود؟ 

بنا"ً فریاد  افغانهای مقیم جهان در دهمین سالگرد صدور قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد افغانستان؛ چنین بلند میشود:
                                                                                                 
 ای سازمان ملل متحد !!! و ای کشورهای جهان !!! باوجودیکه هرشب در تلویزونهای خویش سربریده زنان ومردان واطفال مارا می بیند؛ تخطی و غیر قانونیت را می بینید؛ شما درقرن 21 مشاهده میکنید  که طالبان دوجوان را  که باهم  محبت دارند،  آنهاراسنگسارویا سرشان را با کارد میبرند؟
 چرا مانندلیبیا دربرابر پاکستان وطالبان بنیاد گرا و تروریست عمل نمی نمائید؟  33 سال وحشت و دهشت را کسی نیست که خاموش سازد؟؟ این جنگ، تجارت واقتصاد دهها کشور جهان را مختل ساخته است.آیا این وظیفه شما نیست که  برای آوردن شرایط صلح آمیز و انسانی در افغانستان و منطقه همکاری کنید؟
ما بصراحت بشما اعلان میداریم که این کشور بالاثر جنگهای داخلی وحدت ملی و قدرت دفاعی خودرا از دست داده است. در دفاتر والی ها عملیات انحاری صورت میگیرد؛ مراکز پی آر تی مورد هجوم تروریست ها قرار میگیرد. همه روزه کشتار مردم بیگناه و عساکر خارجی ادامه دارد؛  کسی نیست که جلوای همه عملیات تروریست را بگیرد؟ همه این رویداد های جانکاه بدلیل آن است که منبع دهشت افگنی را شما مسدود نساخته اید.از افغانستان یک مارکیت خون ساخته شده است.آنها میخواهند ما درتحت یوغ طالبان بنیاد گرا و متحجر در پیوند با اندیشه و تفکرات قرون وسطایی زندگی گذرانیم که چنین چیز غیر قابل تحمل بوده وما پذیرا نیستیم. درغیر آن سوال خواهد شد که پس سازمان ملل برای چه است؟
بنا"ً چنین شعار ها را بشما اعلان میداریم:
1- ما دیگر تحمل را از دست داده در آینده نزدیک در کناردروازه شما  به تظاهرات بی پایان  علیه پاکستان آغاز مینماییم تا زمانیکه حرف مارا نشنوید ما از احتجاج دست نخواهیم کشید !

 2 - سازمان ملل یکبار با نمایندگان  روشنفکران داخل افغانستان اروپا وامریکا مجلس را دایر کنند اگراین روشنفکران حکومت را دردست داشته باشند، ما بشما تضمین میدهم که انوقت افغانستان استعداد دفاعی گمشده خودرا باز می یابد. اینها با آوردن دسپلین دولتی وحدت ملی جبری را ببار خواهند اورد وصلح خواهد آمد.                         
 3 - تحریم محاکمه نمودن پاکستان واحتمالاً غیرقانونی ساختن پاکستان به حیث یک دولت عضو س.م.م.؛ تا زمانیکه از هراست افگنی دست نبردارد!

 4- شورای امنیت ملل متحد باید پاکستان را کشور حامی تروریزم اعلام دارد.
5- شورای امنیت بائیست تحقیقات مجدانه رااز رهبران پاکستان بخاطر اغفال جامعهء جهانی و حمایت از اوسامه آغاز نماید!
6- پاکستان باید خونبهای هزار ها شهید در حوادث گونه گون؛ در سرتا سر جهان را بخاطر حمایتش از تروریزم بپردازد!
7- گروهک های جنگجوی تروریست در خاک پاکستان، گروپ های نیابتی استخبارات پاکستان اند. باید مراکز آنان مورد حملات قرارداده شود و بکلی نابود شود!
8- ثابت شد که پاکستان مسئول مستقیم جنگ های تحمیلی سه و نیم دهه اخیر بر افغانستان است؛ لذا به پرداخت تمامی غرامات آنها به افغانستان؛ مکلف میباشد!
باحترام
افغانهای مقیم جهان

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰, سه‌شنبه

انیسه وهاب پوپلزائی


انیسه وهاب زادهٔ ۱۳۳۵ - درگذشتهٔ ۱۹ اپریل 2010 هنرپیشهٔ نامدار سینما و تئاتر افغانستان بود. او در هفت سالگی کار تلویزیونی را به عنوان مجری برنامهٔ کودک در تلویزیون افغانستان آغاز کرد، و سپس کارش را در تلویزیون و تئاتر ادامه داد. انیسه وهاب در بیشترین نمایشنامه‌ها، فیلم‌های هنری، نمایشنامه‌های تلویزیونی و نمایش‌های رادیویی نقش‌های عمده را بازی کرده است.[۱] نمایشنامه‌های او هنوز در روزهای عید و نوروز از شبکه‌های تلویزیونی افغانستان پخش می‌شود
زندگینامه
انیسه وهاب در سال ۱۳۳۵ در محله شش درک شهر کابل در یک خانواده طبقه متوسط چشم به جهان گشود. او فرزند عبدالوهاب پوپل نواسهٔ برگیت عبدالغیاث پوپل بود. مادرش از نورستان و پدرش از کابل بود. انیسه دو خواهر و دو برادر داشت.
او در سن ۷ سالگی با تشویق برادرش، زمری غیاثی، به هنر و موسیقی روی آورد. در هفت سالگی کار تلویزیونی را به عنوان مجری برنامه کودک در تلویزیون افغانستان آغاز کرد. یک سال بعد، پس از ایفای نقش در نمایشنامه‌ای به نام «عاطفه»، برنده جایزه اول هنری سال شد.[۲] انیسه وهاب در آغاز کودکی در خانه کاکایش ژنرال عبدالطیف از بام پایین افتاد و صدمه مغزی برداشت، که او را از رشد طبیعی بازداشته بود و او از این ناحیه رنج داشت.


دیری نگذشت که به هنر تئاتر روی آورد و به زودی صدها پارچه‌های تمثیلی را یکی پس از دیگری از طریق رادیو پخش کرد. وی در نمایشنامه‌ها، فیلم‌ها و تئاتر نقش‌های مثبت، منفی و کمدی را انجام می‌داد. وی پس از سالی چند تجربه بیاموخت و بعدها در کنار رادیو تلویزیون ملی، با رادیوهای بی‌بی‌سی، آزادی، و همبستگی نیز همکاری کرد.
پس از آن راه خود را با جدیت بیشتری در سینما و تئاتر افغانستان باز کرده و در بسیاری از نمایشنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های هنری، در نقش اصلی ظاهر شد. خانم وهاب فیلم «مجبور» و نمایشنامه‌های «خاله فالبینک» و «خاله قانغوزک» را در کارنامه هنری‌اش دارد. تا پیش از مرگ در ماه حمل (فروردین) سال ۱۳۸۹ نیز با برنامه انتقادی «مربای مرچ» در رادیو آزادی همکاری می‌کرد.[۳]
انیسه وهاب در میان سایر زنان هنرمند افغان، در بیشترین نمایشنامه‌ها، فیلم‌های هنری، نمایشنامه‌های تلویزیونی و نمایش‌های رادیویی نقش‌های عمده را بازی کرده است.[۱]
افتخارات
او در جریان عمر هنری خود، مدالها و تقدیر نامه‌های زیادی از داخل و خارج افغانستان بدست آورد. از جمله، جمهوری ازبکستان به او دیپلم عالی در رشته بازیگری تئاتر اهدا کرد و «مدال صداقت» «نشان افتخار» و لقب «هنرمند شایسته» را نیز از ارگانهای فرهنگی و هنری افغانستان بدست آورد. او همچنین به کشورهای تاجیکستان، ژاپن و آمریکا سفر کرده و در آنجا به هنرنمایی پرداخت.[۲][۱]
درگذشت
انیسه وهاب در ۲۹ فروردین (حمل) سال ۱۳۸۹ چشم از جهان پوشید و او را در قبرستان قول آبچکان به خاک سپردند. وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان مراسم ختم و فاتحه‌خوانی برای او برگزار کرد.[۴]
پانویس و منابع
۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ استودیوی شماره ۷: انیسه وهاب. بی‌بی‌سی فارسی (در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۶).
  1. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ انیسه وهاب چشم از جهان پوشید. بی‌بی‌سی فارسی (در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۹).
  2. انیسه وهاب به عمر ۵۳ سالگی چشم از جهان پوشید (فارسی). وبگاه کابل پرس (در تاریخ ۱۹ آوریل ۲۰۱۰).
  3. فاتحه انیسه وهاب از طرف وزارت اطلاعات و فرهنگ گرفته می‌شود (فارسی). آژانس خبری باختر (در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۱۰).